|
"خرم آن دل كه از آن دل به خدا راهي هست"
|
سلام،
پشت ۱ كتاب نوشته بود :
بر حذر مباش از كوچه او كه اگر ديوارش سر مي شكند اما همين سر شكسته خيلي قيمت دارد!
تو چون بيدي بي تابي! ولي اگر پاي او در ميان باشد مي تواني با همين ضعف بارهاي سنگين و بادهاي تند را ايستادگي كني و عقب ننشيني!
پس خودت را مهياي بلا كن و تا عمر داري اين راه سنگلاخ را با تجسم ساحل نرم و ماسه اي او بگذران !
چون عشق حرم باشد سهل است بيابان ها ...
الهي، رجب بگذشت و ما از خود نگذشتيم، تو از ما بگذر
باغبان گر پنج روزي صحبت گل بايدش
بر جفاي خار هجران صبر بلبل بايدش
اي دل اندر بند زلفش از پريشاني منال
مرغ زيرك چون چون به دام افتد تحمل بايدش
تكيه بر تقوا و دانش در طريقت كافريست
راهرو گر صد هنر دارد توكل بايدش
نازها زان نرگس مستانه اش بايد كشيد
اين دل شوريده تا آن جعد و كاكل بايدش
ساقيا در گردش ساغر تعلل تا به چند
دور چون با عاشقان افتد تسلسل بايدش
كيست حافظ تا ننوشد باده بي آوازه دوست
عاشق مسكين چرا چندين تجمل بايدش
...