|
"خرم آن دل كه از آن دل به خدا راهي هست"
|
يابن السادات المقربين
اي فرزند بزرگ مقربان خدا
يابن الاطائب المطهرين
اي فرزند نيكوترين پاكان عالم
يابن الانجم الزاهره
اي فرزند ستارگان
يابن السبيل الواضحه
اي فرزند راه هاي روشن
يابن الدلائل المشهوده
اي فرزند راهنمايان محقق و مشهود
يابن صراط المستقيم
اي فرزند صراط مستقيم خدا
يابن طه و المحكمات
اي فرزند طه و محكمات
اشهدك يا مولاي اني اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شريك له .... و اشهد انك حجه الله
اشهد انك الحجه علي من مضي و من بقي و ان حزبك هم الغالبون
گواهي ميدهم كه همانا تويي حجت خدا بر گذشته و باقيمانده امت و حزب تو بر عالم غالب است.
دلم تنگ است. دلم براي ديدار تو تنگ است. اما افسوس كه چشمان مرا شايستگي نظر به وجه خدائي تو نيست. دلم تنگ است. دلم براي شنيدن صداي تو تنگ است. اما افسوس كه گوش مرا شايستگي شنيدن صوت ملكوتي تو نيست.
دلم تنگ است. دلم براي ظهور تو تنگ است. اما افسوس كه مرا شايستگي حضور در ظهور تو نيست تو بگو مولاي من! چگونه چشم مرا شايستگي نظر تواند بود؟ حال آنكه ديده است هر آنچه نبايد مي ديد و حتي نگاه كرده و خيره مانده است. چگونه گوش مرا شايستگي شنيدن صداي تو تواند بود؟ حال آنكه شنيده است هر آنچه نبايد مي شنيد و حتي گوش فرا داده است. چگونه پاي مرا ياراي قدم برداشتن به سوي تو تواند بود؟ حال آنكه رفته است در راهي كه نبايد ميرفت و حتي مانده و برنگشته است. چگونه ... ؟
مولاي من!
اين است حال و روز منتظر تو. نه، نه، حال و روز كسي كه نام منتظر بر خود نهاده است. من كجا و مقام منتظران مهدي زهرا(س) كجا؟ من كجا و منتظرالمهدي (عج) بودن كجا؟ زماني براي داشتن اين نام بر خود باليده ام و اكنون شرمسارم. مگر نه اينكه منتظِر آئينه منتظَر است؟
مولاي من!
تو در اوج عزتي و من در حضيض ذلت. چگونه ميتوانم منتظر تو باشم؟ نه . شرم هم واژه اي نيست كه مرا توصيف كند. من هرگز در مقام منتظران تو نبوده ام. منتظر تو با چشم انتظار ميبيند. با گوش انتظار ميشنود. تكليف را ميداند و بدان عمل ميكند. منتظر تو صبــور است. صبــور ... ؟ اما من ... با من از صبر گفتگو مكن. صبر در تملك منتظران است كه اميدوار وصالند و با ظهور تو صبر و انتظارشان همزمان به سر خواهد آمد. اما من چه؟ نميدانم بايد براي ظهور تو دعا كنم يا ظهور خودم؟ اين پرده غيبت هر تار و پودش بافته گناهان من است. چگونه ميتوانم اين پرده را برافكنم؟ اگر نتوانم حتي آمدن تو نيز حجاب از ديدگان من برنخواهد داشت.
مولاي من!
اينبار هم تو براي من دعا كن. دعا كن من هم منتظر تو باشم نه در نام بلكه در عمل. دعايم كن مولاي من. دعايم كن.
يا غايه آمال العارفين!
خداي من!
خداي مهربان من!
پروردگارم!
ربي!
.................... . ![]()
خداي تعالي در يكي از كتب آسماني فرموده:
بنده من با انصاف رفتار نمينمايد (زيرا) او مرا مي خواند و من شرم دارم كه او را اجابت ننمايم اما او مرا نا فرماني مي كند و از من شرم ندارد.
براي تو ...
الله نور السموات و الارض
براي ثبت قطره اي از مهرباني زلالت.